ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
108
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
بخوانند و بسيار به ندرت آفتابى مىشود . افزون بر اين بيشتر اوقاتش به انجام فرايض مذهبى يا ماندن در حرم مىگذرد . برخى گويند كه هنگام درآمدن محمود به اصفهان از اين شهر گريخته است ( برخى ديگر برآنند كه در زمان ديوانگى محمود و تاجگذارى اشرف گريخته است ) و از آن پس سرگردان هر روز در جائى در جامهء مبدل يك درويش يا يك فقير به سر برده . مىگويند در حدود دو سال پيش كه ميرزا ابو القاسم مقام جانشينى اينجا را داشته او به طور ناشناس به امامزاده خدر ( بقعهء كوچكى است در باختر اين شهر ) آمده و از آنجا به شميل و سپس ميناب رفته در آبادىهاى اين جايگاهها روزگارى مانند پيش پنهان گشته و سرانجام دريافته كه بايد خود را به مردم بشناساند و جز آن . . . در پاسخ اين پرسش كه آيا به چشم خود شاهزاده را ديدهاى يا نه ؟ اين دوست گزارشگر مىگويد : نه ! اما دست كم با 25 تن از كدخدايان و ديگر مردمان اين آبادىها كه نخستين بار در روزهاى آفتابى شدن شاهزاده ، او را ديدهاند ، سخن گفتهام وى افزود سپاهيان زيادى در ناحيهء ميناب عليا گرد نيامدهاند و تنها سپاهيان جهانگير و پسرش شاهوردى خان اينك در ميناب هستند . شنيدهام كه اين شاهزادهء جوان گفته است من هيچكس را وادار به پيروى از خود نخواهم كرد مگر آنان كه تصور مىكنم ناگزير به تبعيتاند . او جانشين محمد صالح بيگ را با كوتوال شميل فراخوانده تا از آنان بپرسد چه اندازه سپاهى مىتوانند گرد كنند و جز آن . اين گزارش از فعاليتهاى مدعى تاج و تخت ، از گزارش محمد صالح بيگ كمتر اضطراب انگيز بود . محمد صالح بيگ گزارش داده بود كه مدعى مزبور هفت تا هشت هزار بلوچ را به يارى مير جهانگير در زير بيرق خود گرد كرده است . شهريار ميناب ابوالصفى ) Abdul Saffie ( نيز قرار بود با آدمها و بزرگان تابع خود به او بپيوندد . اين مدعى قرار بود با اين سپاهيان به بندرعباس و بوشهر برود و از آنجا با كوشش افغانان را از شيراز بيرون راند . گفته مىشد كه اين مبارزه با همراهى مدعى ديگر تاج و تخت صفى ميرزا انجام خواهد شد . نيز شايع بود كه چون اين مدعى به بندرعباس بيايد از شركتهاى هلند و انگليس به ترتيب خراجهائى به مبلغ هشت